باران عشق
دردهاي تنهايي
نمي دانم آسمان چگونه است وزمين چه سان،كه درهرچه مينگرم تورامي بينم!!! نمي دانم به چه مي انديشم كه هستي خودراازيادبرده ام....تنهاچيزي كه مي دانم اين است كه هرچه دورترميروي يادت نزديكترمي آيدوهرچه كمترتورامي بينم نقشت بيشتردردلم مي نشيند....!!!؟؟؟
نوشته شده در دوشنبه بیست و چهارم فروردین 1388ساعت
14:57 توسط باران| |
| Design By : Night Skin |


