تبليغاتX
باران عشق


باران عشق

دردهاي تنهايي

ميان اين همه دلتنگي وشلوغي ازبزرگراه مهرباني ات اي خداي مهربان، با دو پياله چاي

داغ خود را عبورداده ام...

تنها براي آنكه آنها را با تو بنوشم  و چشم درچشم دلتنگي هايم  راباتوبگويم...

 

راستي اي عزيزدل ،اي آرام اين جان بيقرار،افتخارميدهي؟؟؟

 

داستانهای اکبر دیبا

 

نوشته شده در شنبه هجدهم مهر 1388ساعت 12:48 توسط باران| |


Design By : Night Skin