باران عشق
دردهاي تنهايي
بارون قشنگي شروع به باريدن كرده بود وشب ازپشت پنجره اتاق به تيرچراغ كوچه كه نگاه ميكردي زيبايي خيره كننده اي داشت كه دل آدم روباخودش ميبردبه داعي خاطرات و.... توي يه روزباروني باهم قدم ميزديم، دوست داشتم دستهاي گرمش روبگيرم وازگرماي وجوش خودم روگرم كنم آخه خيلي وقته كه من سردمه وهيچوقت گرم نشدم حتي زيركرسي خونه ي مادربزرگ كه گرماش زياده!!ميدوني چرا؟؟چون من دلم سردش بودوفقط گرمي دستاي توووجودتوميتونست گرماي وجودم روبهم برگردونه...!!!دوست داشتم دستات روتودست بگيرم وبه بندبنداونانگاه كنم وببينم توبندهاي زندگي پرپيچ وخمت جايي هرچندكوچيك براي من وقلبم پيداميشه؟؟؟داشتم ازبارش بارون خيس خيس ميشدم كه به آرامي دستاتو جلوآوردي ودستاي كوچيك منوگرفتي وبه من گفتي:چقدردستات سرده ومن نمي تونستم چيزي بگم چون نفسم بنداومده بود وقلبم تندتندشروع به تپيدن كرده بودوميخواست ازتوسينه ام دربياد،احساس ميكردم كه پاهام سست شده وهرلحظه تعادلم به هم ميريزه وزمين ميخورم....داشتم به چشمات نگاه ميكردم ونمي تونستم پلكهام روبه هم بزنم آخه ميترسيدم وقتي كه پلكهاموبه هم ميزنم ديگه تورونبينم وياداون شعرمعروف افتادم كه ميگفت: گفته بودي كه چرامحوتماشاي مني/وآنچنان مات كه يكدم مژه برهم نزني/مژه برهم نزنم تاكه زدستم نروي/نازچشم توبه قدرمژه برهم زدني..... دوست داشتم بهت بگم:من خيلي دوست دارم،به اندازه ي.....،اماوقتي خوب كه فكركردم ديدم دوست داشتن تواندازه نداره،تصميم گرفتم بهت بگم:دوست دارم به قد......،امابازديدم قدهم نداره وسكوت كردم تا.... دوست داشتم تواون ريزش بارون بريم تويه كلبه ي كوچيك ودورافتاده،بخاري روروشن كني ومنم برات چاي درست كنم وباهم بشينيم ومن برات تاربزنم وشعروآوازبخونم وتو....توهركاري كه خودت دوست داري انجام بده،فقط منوترك نكن...... ازصداي زنگ موبايلم ازخواب بيدارشدم وبايدحاضرميشدم براي رفتن به سركاروشروعي ديگربي تو.... مهربانم،بازبهاري دوباره ازبي توبودن درزندگي من ميگذردوتونيستي واين بي توبودن چه تلخ وآزاردهنده است و.... امامن نااميدنمي شوم وبازبه انتظارت به دوردستهاخيره ميشوم و....آرزومي كنم كه هرروزوتمام لحظات زندگي ات مملوازشادي وشادكامي باشدوبهاربرتوودل دريايي ات مبارك. ***پيشاپيش آغازبهار88برهمه دوستان وعزيزان اهل دل مبارك*** آن دم كه من بميرم دستان تورابرچشمان ملالتگرخويش ميخواهم... ميخواهم نوروگرمي دستاني رااحساس كنم كه سرنوشتم راتغييرداد....!!!! تقديم به....كه نبودش هميشه احساس ميشودورنج آوراست اين حقيقت.....

| Design By : Night Skin |


