باران عشق
دردهاي تنهايي
ميان اين همه دلتنگي وشلوغي ازبزرگراه مهرباني ات اي خداي مهربان، با دو پياله چاي داغ خود را عبورداده ام... تنها براي آنكه آنها را با تو بنوشم و چشم درچشم دلتنگي هايم راباتوبگويم... راستي اي عزيزدل ،اي آرام اين جان بيقرار،افتخارميدهي؟؟؟ تو اگر باز كني پنجره ي سمت دلت ميتوان گفت كه من چلچله ي لال توام مثل يك پوپك سرمازده دربارش برف سخت محتاج به گرماي پروبال توام...!!! پ.ن:!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟ چنان دل كندم ازدنيا،كه شكلم ،شكل تنهايي است ببين مرگ مرا در خويش،كه مرگ من تماشايي است مرادراوج ميخواهي،تماشاكن، تماشاكن دروغين بودم ازديروز،مراامروزحاشاكن دراين دنياكه حتي غم، نميگريدبه حال من همه ازمن گريزانند توهم بگذر از اين تنها.... پ.ن:اين روزا،اصلا حال وروزم خوب نيست،التماس دعا خودكارم روبه دست گرفتم ودارم دفترم روخط خطي ميكنم وسكوتهاي دلم روروش مينويسم اي كاش ميتونستم حرفاي دلم روفريادبزنم،كاش يكي ميتونست خط خطي هاموترجمه كنه، كاش ميتونستم ازدلم بگم،كاش ميتونستم،اي كاش!هميشه حسرت اين كاش رودلم ميمونه!! تاحالاشده به ماهي كوچك قرمزي كه ازآب گرفته باشنش نگاه كني؟؟؟توجه كردي كه چه بالاوپائيني ميكنه وقتي ازآب جداشده...!!! منم حالااون حال رودارم،من روازآب گرفتن!!! گاهي وقتابايدرودلت پابزاري به خاطر.......... به قول سهراب: دچاربايدبود،دچاريعني عاشق،وفكركن كه چه تنهاست ماهي كوچكي كه دچارآبي درياي بيكران باشد!!!


![]()

| Design By : Night Skin |


